10 سیره علما و بزرگان:
آیت الله بروجردی: من گاهی اوقات به قدری غرق مطالعه می شدم كه یك مرتبه صدای اذان صبح را می شنیدم، تازه متوجه می شدم كه شام جلویم مانده. 7 دگسو در فواصل غذاها كتاب ضخیمی تالیف كرد 8 نیوتن كتاب خود را 15 مرتبه نوشت تا بدون اشكال و كامل باشد 9 مونتسكیو به شخصی گفت: تو این كتاب را در اندك مدتی می خوانی، ولی من موی سر خود را در نوشتن این كتاب سفید كرده ام. 10 شهید ثانی بیشتر عمرش را در خفا به سر می برد (از شر متعصبین سنی) با امكانات بسیار اندكی به همراه خانواده اش زندگی می كرد. شبها برای خانواده هیزم تهیه می كرد و روزها به تالیف و تدریس می پرداخت. 11 مقدس اردبیلی وقتی از نجف به كربلا می رفت احتیاطا نماز را جمع می خواند، و می فرمود طلب علم واجب و زیارت مستحب است می ترسم به خاطر عملی مستحبی ترك واجب كرده باشم. 12 حاج شیخ عباس قمی در احوالات وحید بهبهانی می گوید: آقا در اواخر عمر برای اینكه از فضلیت درس و بحث محروم نشود، لمعه تدریس می كرد. (حاج آقا: این نكته خوبی است برای اساتید و معلمان پیرمرد كه درس های كلاس های پائین تر را بپذیرند) 13 پیه سوز شیخ انصاری را گربه ربود، شیخ در روشنایی مهتاب به مطالعه ادامه داد و بارها این قضیه اتفاق افتاد. 14 امام خمینی آنقدر برای وقت حساسیت داشتند كه كسی نمی توانست ایشان را در راه متوقف كند. امام یك ساعت اتوماتیك بود؛ دائما می توانستید از او كار خوب و مطالعه ثبت كنید. با گذشت بیش از هشتاد سال از عمرش ساعتی بیكار نبود. برنامه ها طوری دقیق انجام می شد كه در تمام ساعات روز می توانستیم بگوئیم الان امام به چه كاری مشغولند. به طلبه های نجف گفتند: اگر برای درس می آیید سر موقع حاضر باشید، و اگر برای ثواب می آئید، جای دیگر هم مسجد است. هیچ چیز حتی فوت آقا مصطفی برنامه مطالعاتی ایشان را به هم نزد. حاج احمد آقا می گوید: حتی كتابی كه جزو دوره مطالعاتی ایشان بود در آن روز هفتاد صفحه اش خوانده شده بود. 15 در اوائل علاقه زیادی به تحصیل نداشتم؛ تا چهار سال هر چه می خواندم نمی فهمیدم، پس از آن یك باره عنایت خدایی دامن گیرم شد و در خود یك نوع شیفتگی نسبت به تحصیل علم حس نمودم به طوریكه احساس خستگی و دلسردی نمی كردم، زشت و زیبای جهان را فراموش كردم، بساط معاشرت را بر چیدم، در خورد و خواب و لوازم زندگی به حداقل قناعت كردم، بسیار می شد شب را تا طلوع آفتاب مطالعه می كردم. كتاب شریف المیزان را در شب قدر 23 رمضان به پایان رساندم. 16 شیخ مفید جز پاسی از شب نمی خوابید ثم یقول یصلی او یطالع او یدرس او یتلوا القرآن خدمات متقابل، ص 483. 17 ابن سینا می گوید: به مطالعه طب خیلی مایل بودم آنقدر مطالعه كردم تا مهارت یافتم و بیماران را معالجه كردم. با این همه از مناظره در علم فقه فارغ نبودم و در آن وقت شانزده سال داشتم. شبها نمی خوابیدم و روزها هم مطالعه می كردم؛ قلم و كاغذ مهیا بود و تا مطلبی به ذهنم می رسید یادداشت می كردم. اگر در مساله ای می ماندم به مسجد جامع می رفتم و نماز می خواندم و در پیشگاه خداوند ابتهال و تضرع می كردم تا اینكه بر من روشن و كشف می شد، آنقدر عاشق علم بودم كه در خواب هم مشغول همان مسائل علمی بودم. از 21 سالگی شروع به تالیف كتاب كردم لازم به ذكر است كه ابن سینا 238 كتاب و رساله نوشته كه حاصل تلاش اودر سفر و حضر است. او در مسافرت ها گرچه پر خطر كتاب می نوشت. وقتی ابن سینا به منصب وزارت رسید همواره قبل از طلوع صبح صادق بلند می شد و به تالیف می پرداخت، سپس حكما و دانشمندان را درس می داد. 18 شیخ طوسی عمر خود را گذاشت تا حوزه بغداد و كتابخانه بزرگ آن را بنا كرد. وقتی حوزه را تخریب و كتاب ها را آتش زدند تنها بود؛ باز از فرصت استفاده كرد و به نجف آمد و حوزه تشكیل داد. 19 ابوریحان بیرونی آنی از اشتغالات علمی غفلت نمی كرد و فقط سالی دو روز تعطیلی داشت. درحال جان دادن از عیادت كنندگان مساله علمی می پرسید و می گفت: این مساله را بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم؟ محمد زكریای رازی از كثرت مطالعه كور شد، باز كار را رها نكرد؛ با چشم دیگران می خواند و به دستهای دیگران می نوشت. شهید اول می گوید1: من الخسران صرف الزمان فی المباح